تبليغاتX
براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر اين باورند كه: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت........... everything should be made as simple as possible,but not simpler. "AlbertEinstein" موز - مرد روستایی
banana(هم ارزی لینک & ...)همه چیز.download music & video iranian
مرد روستائی سخت مریض شد و خیال میکرد که بزودی میمیرد . . . . لذا رو به زنش کرده و گفت : این آخر عمری از تو یک خواهشی دارم و آن اینست که اگر من مردم تو با همسایه سمت چپی ازدواج بکنی !!
زن گفت : آخر چرا چنین حرفی میزنی ؟ اول اینکه من دعا میکنم خدا به تو شفا بدهد ، بعد آن چرا با همسایه دست چپی ؟ مگر او از همسایه دست راستی چه چیزی اضافه دارد ؟
مرد روستائی گفت : زن عزیزم مسئله همینجا ست دیگر ، همسایه دست راستی بسیار مرد محترم و مومنی است ، ولی همسایه دست چپی سال پیش یک گاو ماده مریض به من فروخت و سر من کلاه گذاشت ، حال میخواهم با این کار من هم تلافی بکنم !!!!
+ نوشتم در  Tue 4 Mar 2008ساعت 18:13  توسط رضا جون | 
 
صفحه آغازین
پست الکترونیک
آرشیو
about weblogدرباره وبلاگ
***شايد زندگي جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص***
سلام.
منو نمیشناسی؟منم دیگه:رضا.
متولد 14/10/1371.
اگه پایه خواستی هستم.
??!!!!!!!!!!!???midunesti age nazar bedi chize ziadi azat kaM nEmishe

نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آرشیو موضوعی
Albert Einstein
نویسندگانwriters
رضا جون
هدیه جون
friends&sites
هدیه جونم(love story)
(mig mig)مرضي جون
درمان به روش هومیوپاتی
نازی
راحله و الناز(به تو چه؟؟؟؟؟)
■ ■■....ترین عکسهای جهان■ ■■
دختران و پسران بلا
عکس اهنگ ترفند و ... همه تو دنجر سیتی
آموزش کامپیوتر
سوسکی!!!
انگلیش اس ام اس
من یک ایرانی ام
Sunflower
رپ فارس
likegod
رپ پارسي
×آفتکش×
بازار عشق و حال
سانیا-شعر-
تنهاترین
پسر جوون خف بزن بشین
سوهان روح گل پسرااااااااااا
کاملا آنتی اخلاقى
new
best
old
بهترینشه
SMS، عکس، کلیپ، طنز
upload videos & images
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

براي انسانهاي بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر اين باورند كه: يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت........... everything should be made as simple as possible,but not simpler. "AlbertEinstein" روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرنمازش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي ؟ مجنون با خنده گفت ، من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست